نگین نگین ، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره

دخترم نگین

خاطرات زایمان

نگین جونم خانم دکتر مهربونت خانم علیه مرتضوی به ما گفته بود که دختر کوچولوی شما تا روز 29 اسفند به دنیا میاد . منم که از قبل برنامه ریزی ها رو کرده بودم و ساکم آماده  تا اگر یه هو هوس کردی زود تر به دنیا بیای آماده باشم. از طرفی هم دعامی کردم خدا جونم یه کاری کن مدل نگین کوچولوی من 93 بشه دختر گلم برات بگم که شب 29 اسفند ساعت  20:27 و 7 ثانیه روز پنجشنبه 29 اسفند 92 وقتی سال تحویل شد . خیلی خوشحال بودم و با خوشحالی داد زدم آخ جون خدایا دخترم مدلش 93 شد. متولد فروردین مثل مامانش من بابایی کلی خوشحال بودیم کنار سفره هفت سین نشستیم . برای سلامتی تو دختر گلم دعا کردیم و از خدا طول عمر و بلند مرتبه گی تو  خواستیم . از...
6 تير 1393

سه روز اول تولد

روز 6 فروردین ما هنوز مشهد بودیم باب میثم رفت تا شناسنامه دخملی رو بگیره به من زنگ زد گفت دیگه اسمشو چی بزاریم نگین یا سپیده گفتم همون نگین که از اول خودمون انتخاب کردیم بابایی هم شناسنامه شما رو همون نگین گرفت و هفته بعد پستش کردن برامون .  هورا همون نگین خودم وای دخمل نازم چقدر تو این سه روز گریه کردی و مامان جون بهت شیر خشت ،ترنجبین داد تا خدای نکرده زردی نگیری ولی این سه روز اول هم برای من هم برای تو خیلی سخت بود. برای اینه گریه ات کمتر بشه بهت پستونک دادیم تو هم اولش راحت قبول کردی  ما هم خوشحال که بلاخره گریه نگین کمتر شد . ولی بعد از ده روزه گیت دیگه پستوک نگرفتی به قوب بابایی فهمیدی قلابیه . سه روزه که بودی ...
6 تير 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دخترم نگین می باشد